
بزرگ است خدای ابراهیم
چه شبی بود دیشب دمدمه های صبح
افسوس حسرتش بر دل ماند که چرا لحظاتی بیش نبود

سلام بر حضرت ابراهیم (ع)

طرف کرم ز کس نبست این دل پرامید من
گرچه سخن همی برد قصه من به هر طرف

آدم خوبی نیستم
ولی دست خودم نیست ، نمی تونم بد باشم

دل بايد خاصيت آيينه را پيدا كند تا تمام صفات الهي در آن تجلي یابد
عشق و محبت الهاميست و يا بهتر بگويم تحفه ايست بسا با ارزش كه انسان توسط آن
و به كمك آن، خود را ميشناسد و با آن به سرنوشت و سرانجام خود واقف ميشود.
يگانه چيزي كه انسان را در سير تكامل آن تقويت ميبخشد
و باعث ميشود تا بالاي انسان صفات ناقصه غالب نگردد،
محبت است، بلي محبت جايي براي كينه و ديگر صفات رذيله نميگذارد.
در اثر ممارست كافي محبت جاي كينه، بُخل و عداوت را اشغال ميكند
واين خصايل رذيله را از وجود سالك ، رفته رفته بيرون ميكند.
به عقيدهء عرفا و متصوفين، در هر كسي عشقي هست
و اين در اصل خود عنايتيست از جانب حق
و اين عشق در همه انسانها يكسان نبوده و از هم متفاوت ميباشد،
يعني معشوق هر كس فــــــــرق ميكند.
بعضي ها ميل و رغبت به چيز هاي دارند كه ايشان را از معشوق واقعي دور ميسازد
بهر صورت حضرت مولانا تمرين عشق هاي مجازي را راهي بسوي عشق حقيقي ميداند
عاشقي گر زين سر و گر زان سر است
عاقبت ما را بدان شه ، رهبـــــــــر است
مثنوی مولانا
از دیدگاه روانشناسی
نه ! نه ! نرو ! اینجا رو هم ببین